اين هم جديدترين جک هاي پاستوريزه . هدف از اين بخش جاري شدن خنده روي لبان شماست...
اولي :من يک پسر بي عيب و تمام عيار دارم
دومي: سيگار مي کشه ؟
اولي:نه . اصلا
دومي: با رفيق ناب مي گرده؟
اولي : نه
دومي: شبها دير به خانه مياد؟
اولي: نه بابا
دومي : با اين توصيفات بايد بگم پسرت واقعا عيارش بيسته . بهت تبريک مي گم . راستي پسرت چند سالشه؟
اولي: فکر کنم سه شنبه 6 ماهه مي شه!
مردي به دکتر مي رود و مي گويد: آقاي دکتر من هر جاي بدنم رو لمس مي کنم درد مي کنه .
دکتر مي گه منظورت چيه ؟
مرد: اقاي دکتر وقتي کتفم رو لمس مي کنم درد مي کنه.زانويم رو لمس کنم درد مي کنه.
دکتر مي گه شما سخت در اشتباهي . انگشت شما شکسته عزيز.
دو پسر در داخل کلاس در حال دعوا بودند که معلم وارد شد.
معلم دو نفر رو فراخوند و گفت براي چي دعوا و مشاجره مي کنيد.
يکي از بچه ها گفت :آقا اجازه ما يه 1000 توماني پيدا کرديم و تصميم گرفتيم هر کي بزرگترين دروغ رو گفت اين پول مال اون باشه.
معلم گفت : بريد بشينيد و خجالت بکشيد . من که به سن شما بودم اصلا نميدونستم دروغ چي هست . دو پسر 1000 توماني رو به معلمشون مي دن و مي شينند.
يه معتاده هي داد ميزد تاکشي تاکشي، بالاخره يک تاکسي ده متر جلوتر واي ميسه، معتاده ميگه: لا مششب، اونجا که مقصدم بود!
پيرزنه ميره تموم دندوناشو ميکشه بجز يکيشو.ميگن چرا اين يدونه رو نکشيدي.ميگه ميخوام با اون چادرمو بگيرم.
گرگه ميره دم خونه شنگول و منگول . در ميزنه ميگه منم مادرتون غذا اوردم براتون خرسه مياد بيرون ميگه بابا تو دهنمونو سرويس کردي اونا 10 ساله از اينجا رفتن!!
يه روز يه بابا ميره ماهي بگيره تور رو مي اندازه تو دريا هرچي مي کشه درنمي ايد ميره زيره اب مي بينه ماهي ها تور را بستن دارن واليبال بازي مي کنند.
مردي که صاحب بچه ي دو قلو شده بود به بيمارستان رفت تا بچه هايش را به خانه بياورد . در بيمارستان به او گفتند : (( هزينه شما 100هزار تومان ميشود ! ))مرد گفت :(( بابا تخفيف بدهيد هر دو تا را ببريم .))
دو تا خجالتي با هم ازدواج مي کنن بچشون اب ميشه.
يارو پسرش رو نصيحت ميکنه :ببين پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير ببين دايت رفته زن داييت رو گرفته .عموت رفته زن عموت رو گرفته
يکي ميفته داخل چاه داد ميزنه کمک يه نفر طناب ميندازه پايين اونو ميکشه بالا ميبينه مرده بعدا معلوم ميشه طناب رو بسته دور گردنش.
يکي تو مسابقه دو دوپينگ ميکنه، ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخرشدي؟ميگه: آخه نميخواستم بهم مشکوک شن!!
از يکي مي پرسن قوي ترين حيوون کيه؟
مي گه مورچه؟
مي گن واسه چي مورچه؟
مي گه يک روز يه مورچه رفت تو پريز برق اومدم با ميخ درش بيارم يه لگدي به من زذ که 6 متر پرت شدم عقب.
مرده به تاکسي ميگه آقا چند ميگيري منو برسوني به راه آهن؟ راننده ميگه 1000 تومن . مرده ميپرسه واسه چمدونام چند ميگيري؟راننده ميگه هيچي. مرده ميگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم
موضوعات مرتبط: جوک
