رنگارنگ

دزد باورها

Raish
رنگارنگ

دزد باورها

گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.


موضوعات مرتبط: داستان

تاريخ : دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ | 11:58 | نویسنده : Raish |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.