عوامل مؤثر در توسعه زمين در آينده
چهار عامل اساسي بر الگوي توسعه زمين تأثير دارند. اين عوامل عبارتند از: توپوگرافي. جمعيّت، هزينههاي ساختماني و سطح سرويسدهي شبكه حمل و نقل.
انتظار ميرود كه اين عوامل مؤثر در آينده نقش داشته باشد. گرچه اهميت نسبي هر عامل به تنهايي ممكن است تغيير كند.
در توپوگرافي نميتوان انتظار تغيير اساسي داشت. توانايي انسان در دگرگون كردن چهره توپوگرافي تغيير يافته است. بخصوص در رابطه با پر كردن باتلاقها. پل زرد روي درههاي عميق، اصلاح مسير رودخانه و غيره. احتمال تغييرات اندكي در چهره مناطق عمدهاي مثل ابهاي وسيع، كوهها و غيره وجود دارد. توسعه ناحيه شهري در آينده نيز مثل گذشته تحت تآثير اين جلوه توپوگرافي قرار خواهد داشت.
تآثير جمعيّت در رشد منطقه شهري نيز امري وديهي است. با افزايش نياز به مناطق مسكوني، افزايش نياز توسعه شهري پيامدي طبيعي است.
هزينه احداث ساختمان و سطح خدمتدهي شبكه حمل و نقل به طور وسيعي موقعيت افراد را در شهر تعيين ميكنند. اگر مقاومت سفر بالا باشد. تمايل طبيعي براي بالا ماندن چگالي مناطق مسكوني و غير مسكوني شهري ايجاد شده و ساختمانها به جاي افقي به صورت عمودي رشد خواهند يافد. عگس اين مطلب نيز درست است براي اكثر مناطق، چگالي فعلي مورد مشاهده نتيجهي تعادل بين هزينه سفر و قيمت ساختمان است.
روند فعاليت سالهاي اخير در جهت توسعه مناطق كم تراكم براي تمام كاربريها بوده و اين روند در آينده نيز با توجه به اين فرض كه شبكه حجمل و نقل براي جواب گويي به نياز آينده كافي باشد، ادامه خواهد يافت. سحولت دسترسي به طور قابل ملاحضه روي شكل توسعه شهر و شدت كاربري زمين تأثير داشته و اين تأثير در آينده نيز وجود خواهد داشت.
قابليت دسترسي
فهم قابليت دسترسي پايهاي براي فهم كاربري زمين است. اگرچه اطلاعات موجود در اينباره بسيار محدود است. بعضي از اصول اساسي مورد قبول مشترك در زير آورده شده است.
قابليت دسترسي يك منطقه با جمع وزني مقاومت سفر بين يك منطقه خاص و تمام مناطق ديگر كه فعاليتهاي اقتصادي متقابل با آن منطقه دارد برابر است.
تعريف ديگر قابليت دسترسي عبارت است از: اندازهگيري توزيع فضاي فعاليتها در حول و حوش يك منطقه كه براي تعيين قابليت و تمايل مردم و كارخانهها براي غلبه بر جدايي فضا تنظيم شده است. هرگونه تغييري در قابليت دسترسي طبيعي، ارتباط با ديگران را دچار تغيير خواهد كرد.
كوششهاي اوليه براي تعريف قابليت دسترسي به ايجاد شاخص دسترسي كه بر اساس اندازهگيري فاصله بين مراتب در ناحيه شهري مبتني بود منجر شد. اين فاصله ممكن است فاصله خط هوايي، فاصله زمين و يا عامل زمان باشد.
يك شاخص جامعتر قابليت دسترسي به وسيله هانسن(W.HANSEN) پيشنهاد شده كه بصورت نسبت جمعيّت بر فاصله بيان ميشود.
كه در آن:
= قابليت دسترسي نسبي منطقهi به فعاليتي در منطقهj
= نيروي جازبه منطقهj (تابعي از جمعيّت به كاربري زمين و غيره)
= زمان سفر و يا فاصله بين دو منطقهi وj و X نماي فاصله است.
اگر بيشاز دو منطقه مورد بحث باشد رابطه به صورت زير خواهد بود.
كه در آن: n= كل تعداد مناطق(n...., 2,1=j=i)
اين مفهوم بعداً بر اساس منطقهاي، به وسيله توماز منيس (A.TOMAZINIS) بسط يافت و سه قابليت دسترسي جزئي (اجتماعي، تجاري و شغلي) يك منطقه را بيان نمود. از نظر رياضي، قابليت دسترسي به صورت بيان شد:
يا
كه در آن: = قابليت دسترسي نسبي منطقهi به تمام مناطق ديگر
= فاصله بين مناطقi وj (زمان سفر ساعت اوج به اضافه زمان پايانه)
= چگالي منطقهj (سطحaj)
= جمعيت منطقهj (معادل قدرت جذب )
= قابليت دسترسي اجتماعي (جمعيت بالاي5 سال)
= قابليت دسترسي تجاري (درصد كل فروش ساليانه فروشندگان و يا، مساحت فروشگاه)
= قابليت دسترسي مشاغل (كارگراني كه به طور با صرافهاي ب كار گرفته شدهاند، يا درصد كل كارگران كل ناحيه
موضوعات مرتبط: تحقیق
