
زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.
رمز 30 سال زندگی مشترک عاشقانه
دوستی داشتم که به تازکی عاشق شده بود او بی پروا ادعا می کرد که برای یک زندگی مشترک دوست داشتن کافی است ، همان طور که او از عشق جدیدش تعریف و تمجید می کرد نگاهی به زندگی 30 ساله ام با اسکات انداختم . زمانی که ما با هم ازدواج کردیم اسکات دانشجوی پزشکی و دونده ماراتون بود، اما حالا تنها فاصله خانه تا بیمارستان را می دود، موهایش از جلو ریخته ،عینک می زند چین و چروک های روی پیشانی اش حاکی از روزهای سخت زندگی اوست و هنوز بعد از گذشت سی سال زندگی مشترک زیباترین نگاه ها و کلمات عاشقانه را از او دریافت می کنم و زمانی که برایم حرف می زند،گویی اولین بار است که چنان جملات عاشقانه ای را می شنوم.
ادامه مطلب
